| شنبه 27 شهریور 1400 | 03:59
بیا تو رمان
دانلود رمان | رمان عاشقانه | دانلود رمان جدید
دانلود رمان بهشت کلوچه ای من

دانلود رمان بهشت کلوچه ای من

ژانر: عاشقانه – اروتیک – *ات – بزرگسال

قسمتی از رمان بهشت کلوچه ای من:

جون! جون عزیزم! میبینم که امروز بدجوری مثل من مشتاق و پرنیازی!

سرمو تو گردنش بردم و گردنشو م*ک عمیقی زدم.

دستمم روی شلوارش گذاشتم
و تونستم مردونگی سیخ شدش رو حس کنم. این مرد مغرور و سرد برای من
ش*ق کرده بود. بعید می دونستم برای نامزدش اینطوری بی تاب می شد. اون برا
ی خواھرزاده ی نامزدش بی تاب بود.
-پیاده شو! زودتر باید بریم پایین!
بھ حرفش گوش دادم و پیاده شدم. می تونستم بوی ھ*س و ش*ھوت رو حس کنم.

ھر دو از مدت ھا پیش دلمون این لحظه رو می خواست و انگار واقعا وقتش رسیده بود.
به محض اینکه در خونه رو پشت سرمون بست؛

منو تو بغ*لش کشید و مشغول
بو*سیدن ھم شدیم. اون ل*ب بالاییمو می م*کید و منم ل*ب پایینش رو!

کم کم شروع
کردیم به درآوردن و لباسای ھم و با ھدایت اون ل*خت روی تخت افتادم در حالی
که ھنوز ل*ب و زبونمون دست از سر ھم برنداشته بودند.
صدای نفسامون تو اتاق شنیده می شد. برای اولین بار بود که این طوری برسام
و بدون ھیچ پوششی لمس می کردم؛ اونم ھمینطور!
تشنه ی مردونگیش بودم که حسابی ھوشو از سرم پرونده بود. اگر تو مسابقه ی
برترین آل*ت تن*اسلی دنیا شرکت می کرد بی شک جزو نفرات برتر بود.
از لبام که سیر شد نوبت به بو*سیدن بقیه ی قسمت ھای صورتم بود و ھمزمان
با بو*سیدن یه مکیم به اون قسمت می زد. گونه ھام، کنار لبم، چونم! ھمه رو!

منم با دستام شروع به نوازش کمرش کرده بودم. سرشو بالا آوردم و به چشمای
عسلیش خیره شدم. این چشما دنیای من بودند. بدون شک دنیای خالمم بودن اما
مھم این بود انتخابش من بودم! یادآوری این موضوع باعث شد از ش*ھوت به خو
دم بپیچم! قبل از اینکه دوباره شروع کنه لب زدم:
-نمی خوای ل*بام لمسش کنن؟! نمیخوای بذاری من طعمشو بچشم؟! بعد از این ھمه مدت!؟…

دانلود رمان بهشت کلوچه ای من pdf

همچنین شاید این رمان برای شما جذاب باشد : دانلود رمان ارباب خشن و هات من

قیمت این رمان فقط 15 هزار تومان میباشد

بعد از خرید مستقیما لینک رمان رو دریافت خواهید کرد

  • اشتراک گذاری
تبلیغات
خلاصه کتاب
جون! جون عزیزم! میبینم کھ امروز بدجوری مثل من مشتاق و پرنیازی! سرمو تو گردنش بردم و گردنشو م*ک عمیقی زدم. دستمم روی شلوارش گذاشتم و تونستم مردونگی سیخ شدش رو حس کنم. این مرد مغرور و سرد برای من ش*ق کرده بود. بعید می دونستم برای نامزدش اینطوری بی تاب می شد. اون برا ی خواھرزاده ی نامزدش بی تاب بود. -پیاده شو! زودتر باید بریم پایین! بھ حرفش گوش دادم و پیاده شدم. می تونستم بوی ھ*س و ش*ھوت رو حس کنم.  
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: بهشت کلوچه ای من
  • ژانر: عاشقانه - اروتیک - *ات - بزرگسال
  • تعداد صفحات: 506
  • حجم: 7 مگابایت
  • 976 روز پيش
  • bia2roman
  • 40,297 views
  • 2 نظر
https://bia2roman3.ir/?p=710
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این محصول
  • Mozhdo
    دوشنبه 17 آذر 1399 | 9:51 ب.ظ
    profile avatar

    چرا لینک نمی آرین؟

    • bia2roman مدیر سایت
      دوشنبه 24 آذر 1399 | 0:28 ق.ظ
      profile avatar

      به ادمین تلگرام پیام بدین لینک جدید رو میفرستن براتون

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

ورود کاربران

درباره سایت
بیا تو رمان
سایت بیا تو رمان از تاریخ 21 آبان 98 شروع به کار کرده است.هر روز منتظر رمان های جدید باشید.
آخرین نظرات
  • bia2romanرمان برای شما ارسال شد...
  • مریم محسنی محسنیمن این رمان رو خریدم ولی اصلا نمیتونم بازش کنم نمیاره...
  • bia2romanتوی چنل داره پارت گذاری میشه...
  • bia2romanلینکش تو کانال انلاینا قرار گرفت @bia2online...
  • bia2romanسلام لطف کنید تلگرام به آیدی زیر پیام بدین ارسال بشه خدمتتون @mettir...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بیا تو رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.