| شنبه 27 شهریور 1400 | 07:59
بیا تو رمان
دانلود رمان | رمان عاشقانه | دانلود رمان جدید

دانلود رمان دکمه و شلاق 6 جلد کامل را برای شما عزیزان آماده کرده ایم

خلاصه رمان دکمه و شلاق :

بدهکار هستم.
از نوع گنده اش.
پرداخت پول با پول یا لطف تسویه نمیشود.
فقط یک چیز میخواهد.
من.

هر کاری یه پاداشی داره.یه دکمه.وقتی من شیشه اشو با سیصد و
شصت و پنج دکمه پر کنم،اجازه میده من برم.
اون بهم اجازه میده که از اینجا برم.
اما من باید تک تکش رو به دست بیارم.
با تسلیم به تاریکترین, وحشیترین, و زیباترین مردی که تا به حال
شناخته ام.

قسمتی از رمان دکمه و شلاق :

دانلود رمان دکمه و شلاق 6 جلد کامل

دیروقت بود و بقیه کارکنا به رختخواب رفته بودن. بدون اینکه چراغ
رو روشن کنم به اتاق خوابش رفتم پنجره اتاق هنوز باز بود. هنوز
هوا گرم بود، با این که ساعتها بود که خورشید رفته بود.
بلافاصله روی تخت نشست و از حضورم بهت زده شد.

پنجره رو بستم تا کسی صدای جیغش رو نشنوه.
با سرعت به بالای تخت تکیه داد با تنها سرعتی که ممکن بود سی*نه اش
با وحشت بالا و پایین میرفت اما چشماش هنوز از قدرت میسوخت
این به راحتی پایین نمیرفت.

این چیزی بود که امیدوار بودم.
“برده! بیا اینجا.”
از اطاعت کردنم خودداری کرد، از حرف زدن خودداری کرد.
چی گفته بودم هر چی میگم رو بکن وگرنه بدتر میشه.”

دستش رو روی سی*نه چلیپا کرد.
“لعنت به تو!”
” امیدوار بودم که اینطوری بازی کنی.”
فورا به طرفش حمله کردم با قوزک پاش تا وسط تخت کشیدمش.

جیغ کشید و به ملافه ها چنگ زد، سعی کرد چیزی رو بگیره که
خودش رو عقب نگه داره. اون با هر چی که داشت مبارزه میکرد و
با قدرت کامل خودش رو نجات میداد.

پاهاش رو میون پاهام گذاشتم و بعد پایینش کشیدم پاهاش رو روی
شکمش قرارش دادم. هیچ تناسبی با وزن من نداشت، حتی اگه
میجنگید.
شلوارک خوابش رو گرفتم و کشیدمش پایین و بعد شور*تش رو پایین
دادم.
“نه”
سعی کرد به من سیلی بزنه اما نمیتونست تکون بخوره.
نگهش داشتم شلوار و باکسرم رو پایین کشیدم، ال*تم ازاد و بلند و کلفت
بود به با*سن بی نقصش چشم دوختم شکاف میان لمبراش رو دوست
داشتم! مطمئن نبودم کجاش رو میخوام بیشتر بک*نم باس*نش یا وا*ژنش.

“وایستا، لطفا”
برگردوندمش و باهاش رو به رو شدم صورتش درست جلوی صورتم
بود با زورم به پایین سنجاقش کردم رونهام پاهاش رو از هم جدا نگه
داشته بود و دستام دستاش رو بالای سرش سنجاق کرد. نوک سی*نه هاش
سخت و چشماش نمناک بود.
“لطفا نکن.”
برای اولین بار دیدم که اشک تو چشماش جمع شد. از این که به این
نقطه رسیده بود ناامید شده بود و از این عملهای جنایت خسته شده بود
اشکاش بیشتر تحریکم میکرد.
ولی در عین حال اونا بهم احساس گ*وه دادن.
“بزار برم لطفا”
سعی کرد من رو از خودش دور کنه، اما قدرتش در برابر من بی فایده
بود.

ال*تم نزدیک ورودی وا*ژنش بود و مشتاق حس کردن وا*ژنش بود
میخواستم اونقدر گشادش کنم تا زمانی که گریه کنه، میخواستم
طوری درب و داغونش کنم که حتی قابل تعمیر نباشه. میخواستم بدون
رحم شکنجه اش کنم.
“لطفا”
اشک از گونه هاش سرازیر شد…

این رمان 6 جلد میباشد. قیمت 6 جلد کامل باهم 30.000 هزارتومان میباشد.

خرید محصول
30000 تومان – خرید
  • اشتراک گذاری
تبلیغات
خلاصه کتاب
خلاصه رمان دکمه و شلاق : بدهکار هستم. از نوع گنده اش. پرداخت پول با پول یا لطف تسویه نمیشود. فقط یک چیز میخواهد. من. هر کاری یه پاداشی داره.یه دکمه.وقتی من شیشه اشو با سیصد و شصت و پنج دکمه پر کنم،اجازه میده من برم. اون بهم اجازه میده که از اینجا برم. اما من باید تک تکش رو به دست بیارم. با تسلیم به تاریکترین, وحشیترین, و زیباترین مردی که تا به حال شناخته ام.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: دکمه و شلاق
  • ژانر: مافیایی-بزرگسال-بی دی اس ام
  • نویسنده: Penelope sky
  • تعداد صفحات: جلد 1 : 504 - جلد 2 : 439 - جلد 3 568 - جلد 4 : 571 - جلد 5 : 546 - جلد 6 : 597
  • حجم: جمعا 25 مگابایت
https://bia2roman3.ir/?p=5200
لینک کوتاه محصول:
نظرات این محصول

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

ورود کاربران

درباره سایت
بیا تو رمان
سایت بیا تو رمان از تاریخ 21 آبان 98 شروع به کار کرده است.هر روز منتظر رمان های جدید باشید.
آخرین نظرات
  • bia2romanرمان برای شما ارسال شد...
  • مریم محسنی محسنیمن این رمان رو خریدم ولی اصلا نمیتونم بازش کنم نمیاره...
  • bia2romanتوی چنل داره پارت گذاری میشه...
  • bia2romanلینکش تو کانال انلاینا قرار گرفت @bia2online...
  • bia2romanسلام لطف کنید تلگرام به آیدی زیر پیام بدین ارسال بشه خدمتتون @mettir...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بیا تو رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.