| شنبه 27 شهریور 1400 | 11:41
بیا تو رمان
دانلود رمان | رمان عاشقانه | دانلود رمان جدید

دانلود رمان ملکه کوچک

قسمتی از رمان ملکه کوچک

این دومین باری بود که این دخترک رو میدیدم . یه حس عجیبی بهم میداد

موهای بافته شده اش و رقصیدن میون درختا فقط کمی ریزه خفته منو بیدار میکرد

برام مهم نبود که یه بچس یا رعیت فقط داغونم میکردو آتیش م*ر*د*و*ن*گ*ی*مو شعله ور

از پشت بغلش کردم که از ترس یه هیییییی بلندی گفت

کنار گوشش گفتم جیغ نزن آروم باش اگه دختر خوبی باشی اذیتت نمیکنم

با دیدنم چشماش گشاد شد مگه این اطراف کسی بود که منو نشناسه

از ترس دیدیم زبونش لال شد نشوندمش روی پام تنش میلرزید و چشماش اشکی بود

سرمو وی گردنش بردم بوی تنش رو به ریه هام فرستادم لعنتی عالی بود

دستی به س*ی*ن*ه های تازه سر در اوردش کشیدمو توی دستم فشردمش

آخ از سر دردش لذتمو دو چنداد کرد

نمیدونم چم شده بود اما دلم میخواست ازین بیشتر پیشروی کنم

نمیدونستم میتونم جلوی دهنشو بگیرم که خفه خون بگیره یا نه اما مانگار بعد مدتها حس ش*ه*و*ت*م برگسته بود

عقلم از کار اقتاده بود

پیراهن گشاد تنشو بالا زدم و س*ی*ن*ه های کوچیکشو زبونی زدم

دستو پا میزد  که این کار اصلا باب میلم نبود گاز محکمی به سینه اش زدمو گفتم : اگه تکون بخوری سرتو میبرم و همین جا چالت میکنم

از ترس خشکش زد و من شور به مکیدن سر صروتی س*ی*ن*ه هاش کردم

دستمو از بالا لای ب*ا*س*ن*ش بردمو با س*و*ر*ا*خ*ش بازی کردم

از ترس به سکسکه افتاده بود

با یه حرکت پیراهنشو از تنش جدا کردمو به منتظره زیبای رو به رو نگاه کردم

این خیلی زیبا بود نابو بکر

همه تنش محشر بود دست نخورده ولی مثل بید میلرزید

روی تنش دست میکشیدم و همه جسمشو لمس میکردم

هرگز فک نمیکردم یه دختر بچه ظریف بتونه اینطور غریزمو بیدار کنه … ادامه دارد

 

دانلود رمان ملکه کوچک   رمان بزرگسال رمان عاشقانه رمان اجباری رمان بدون سانسور 

خرید محصول
20000 تومان – خرید
  • اشتراک گذاری
تبلیغات
خلاصه کتاب
خلاصه ای از رمان ملکه کوچک :  این دومین باری بود که این دخترک رو میدیدم . یه حس عجیبی بهم میداد موهای بافته شده اش و رقصیدن میون درختا فقط کمی ریزه خفته منو بیدار میکرد برام مهم نبود که یه بچس یا رعیت فقط داغونم میکردو آتیش م*ر*د*و*ن*گ*ی*مو شعله ور از پشت بغلش کردم که از ترس یه هیییییی بلندی گفت ...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: ملکه کوچک
  • ژانر: عاشقانه بزرگسال صحنه دار اجباری
  • نویسنده: نامعلوم
  • طراح کاور: bia2roman
  • تعداد صفحات: هر دو فصل باهم 517
  • حجم: هر دو فصل باهم 1.65 مگابایت
https://bia2roman3.ir/?p=15827
لینک کوتاه محصول:
نظرات این محصول

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

ورود کاربران

درباره سایت
بیا تو رمان
سایت بیا تو رمان از تاریخ 21 آبان 98 شروع به کار کرده است.هر روز منتظر رمان های جدید باشید.
آخرین نظرات
  • bia2romanرمان برای شما ارسال شد...
  • مریم محسنی محسنیمن این رمان رو خریدم ولی اصلا نمیتونم بازش کنم نمیاره...
  • bia2romanتوی چنل داره پارت گذاری میشه...
  • bia2romanلینکش تو کانال انلاینا قرار گرفت @bia2online...
  • bia2romanسلام لطف کنید تلگرام به آیدی زیر پیام بدین ارسال بشه خدمتتون @mettir...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بیا تو رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.